سلام بر تو ای خورشید سفر کرده من ...
...چشمانم به راه خشک شد ...
... از بس ز دوری ات گریستم مرا دیوانه خواندند...
۰۰۰ برای همین شب نشین شده ام...
... دیری است آسمان شهر مرا غم گرفته است...
... خورشید من برای چه تاخیر کرده ای...
برچسب:
نویسنده: ستایش حسینی