نقطه باء
-
تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 16:52
سلام بر تو ای منتهی آمال و آرزو هایم... سلام بر تو ای سخاوتی که چشم هایت را بر من دریغ نکردی و ای پاس مهری که مرا در اقیانوس چشمت غرق کردی... سپاس تنها شایسته ی توست... گوهری تویی...تویی گوهر هستی...تهیهار تویی...تویی جلوه بودن ... تو معنی بودن ... تنها تویی که هستی...تنها تو را می خواهم و تنها از ت...
ققنوس
-
تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 16:52
سلام بر تو ای آتش ... سلام بر تو ای هیمه ... سلام بر تو ای بال و پر...روز و خورشید ام شده تو ... شب و مهتاب ام شده تو ... یاد و یادواره ، همه تو ... گاه و بی گاه ، همه تو ... می سُرایم، همه تو ... می چکد اشک ، همه تو ...من نشسته ام بَرِ هیمه ... کیش و مات توام، همه تو ... مرغ ققنوس ام لیک خاموش ......
تصمیم کبری
-
تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 16:52
سلام ... ...دوباره آفتاب فرود آمد و ماهتاب برآمد... ...دوباره پرده ی شب بر گیتی افکنده شد ...رفته رفته خاک و گل می خوابند... ...نوبتی هم باشه نوبت بیداری چشمه هاست ... ... صدای زمزمه اش را هنوز می شنوم ... ... گویا هماوردی بر خود می طلبد ...وه! عجب نبردی!!! عجب چالشی !!! عجب پرسشی!!! با جوش و خروش م...
آیینه ...
-
تاریخ: 1399/8/25 ساعت: 17:56
سلام ... برای یافتن " عشق " نیازی به سفر نیست ... &n
ترس...
-
تاریخ: 1399/2/4 ساعت: 9:30
... زیبا سایه ای، مرا تعقیب می کند ... ... تعقیب من؟! نه گمانم ؟! که من نی ام ... ... در لابه لایِ آینه هایِ شکسته یِ هر روز و شب ... ... هر دم تویی که خودت را تعقیب می کنی ...
تصمیم کبری ...
-
تاریخ: 1399/2/4 ساعت: 9:30
سلام ... ...دوباره آفتاب فرود آمد و ماهتاب برآمد... ...دوباره پرده ی شب بر گیتی افکنده شد ...رفته رفته خاک و گل می خوابند... ...نوبتی هم باشه نوبت بیداری چشمه هاست ...
چشم به راهم ...
-
تاریخ: 1399/2/4 ساعت: 9:30
سلام بر تو ای خورشید سفر کرده من ... ...چشمانم به راه خشک شد ... ... از بس ز دوری ات گریستم مرا دیوانه خواندند... ۰۰۰ برای همین شب نشین شده ام...... دیری است آسمان شهر مرا غم گرفته است... ... خورشید من برای چه تاخیر کرده ای...
ققنوس ...
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:05
سلام بر تو ای آتش ... سلام بر تو ای هیمه ... سلام بر تو ای بال و پر...روز و خورشید ام شده تو ... شب و مهتاب ام شده تو ... یاد و یادواره
ق مستی ...
-
تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 4:01
خیلی کوتاه سلام... خیلی بلند دوستت دارم ... خیلی ساده دلتنگم ... خیلی توو در تووو دیوانه ... راستی کی نوبت ما می شود؟... تا که مای بی من تنها شویم ...قاف باشی تا ابد تنها تو راست ....قاف بودی قاف هستی ، قاف مستی بود ماست... به راستی؟!... واژه ها جادو می کنند... یا تو بر آن می دمی؟!...
سال پنجم...
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:45
سلام بر تو ای طلوع صبح امید...سلام بر تو ای باد صبا که دمید... سلام بر شب و سکوت عاشقانه تو ... سلام ای سپیده صادق صبح... خوش آمدی ای رسول پنجم عشق... خوش آمدی ای نشان دولت عشق... بتاب زلف کمندت به دور همت من...مگر که زلف تو گیرد غم از فراق تو... شکوفه ها ی مهر همه از صفای توست ... تمام مهر در نظرم ...
شب ناله...
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:45
خوابم نمی برد ز هیاهوی یاد تو... نامت برد مرا چو سیلاب خیال تو... شب شد دوباره دگرگون شد آسمان من...وش می زند جواهر چشمم به یاد تو... این را فقط برای تو گفتم ایها الحبیب... آسایش بدون تو، نیاسودن بهتر است...
بیدل...
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:45
حرف از دل بنوشتی و مرا دل خواندی... دل تو از من دلداده گرفتی... من بیدل چه کنم؟!...
شاه کلید...
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:45
گر خامه ز دستم بیفتاد، ببخشا... مسحور شب زلف کمند یلدای تو بودم... گر قلب من از آتش عشق تو بسوزد... خاموش مکن ... تا که ز انوار کمشکات تو باشم... کی فهمد همی حرف دلم شعر فروشان ... حاشا که در این خانه اگر گوش بدیدم... گر گنج نهان بر تن این تار بدیدی... هش دار مگر قاف شود راهنمایت ...
اخلاص...
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:45
سلام... شب و روز ات بخیر منظومه ی من...نمی دانم چه شده ام؟!...نمی دانم که شده ام؟!....چرا جرات ندارم بنویسم یا بگویم؟!.... هیهات هیهات هیهات!!!... از اخلاص... داعی بیا و بگذر از این الهه ی عشق ... کاین بت ز خودپرستی قربان نمی پذیرد...
نقطه باء ...
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:45
سلام بر تو ای منتهی آمال و آرزو هایم... سلام بر تو ای سخاوتی که چشم هایت را بر من دریغ نکردی و ای پاس مهری که مرا در اقیانوس چشمت غرق کردی... سپاس تنها شایسته ی توست... گوهری تویی...تویی گوهر هستی...خریدار تویی... تویی جلوه بودن ... تو معنی بودن ... تنها تویی که هستی... تنها تو را می خواهم و تنها از...
تهمت...
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:45
تمام هستی من ،ای تمام وجود ... بشوی به می مرا از این تهمت "بود"...
بیچاره ...
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:45
می کنم شب را هدایت سوی یاد و خاطرت ... نازنیم! بار دیگر درد عشق ات چاره کن ...
نگار...
-
تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 1:43
نگاره ای بنوشتم به قلب آسمان...که هر چه هست و نیست فدای جانان باد...دوباره در طلب شاه شمشاد قدان...به سر شوم اندر خم غدیرستان...به نیلبکی برکنم جلد خویشتن باز...دوباره بشویم به می غم روزگار دراز...به کس نگویم از آن حلقه ی هزار افسون...زمانی واژه گریخت که من شدم مجنون...دگر ز چه گویم ای نگار بی همتا....
دست به قلم...
-
تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 1:43
سلامی به گرمای نگاه تو ... به بلندای ردای تو ... به پژواک ندای تو...خسته و نالان دوباره به درگاه ات آمدم...کاش امشب از نو پیاله بگردانی و اندر تهی باده ام چنان پر کنی که عکس رخت در آن پدیدار شود...امشب دوباره دست به قلم بردم تا دوباره فقط از تو بنویسم...از دلتنگی هایت...از زخم های صله بسته...از خون ...
ابلیس...
-
تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 1:43
سلام بر تو ای تمام یک معنا...سلام بر تو ای انتهای معنا...سلام بر تو ای شب و روز ای فراز و نشیب...سلام بر تو ای کمال واژه رعنا...دوباره شب شد و من دوباره در پی تو...به چشم پر از اشک سر به بالینم...چو چشم سر ببستم چشمی دگر گشودم...بحق که در دل شب چهره پلید ابلیس...بدور او تاب می خوردند چاکران و خدام.....