و تو چه دانی که سکون و سکوت چیست...
بس است دیگر ... تا به کی از تو بگویم ... تا به کی بر که بگویم...
ای که از کوی دلم ساکت آرام همی می گذری... رخ شطرنج بشو ... گوشه ی هشت رنج بشین...
لب پیمانه بزن... نقش رخ یار ببین... داغ بر خود زن و از یار بگو...
حرف آخر بنویس و سخن از عشق بگو...
دم به دم از نفس باد صبا یاد بکن...
سخن از بلبل و لاله، چمن و سرو بگو...
یاد یاران کن و می را همه یکباره بنوش...
قدح از دست مینداز و شب قدر ببین...
کیمیایی است همین چند لغت در نظرم...
کاش در دایره خلق کمی کم بشوم ...
تا که چون مرغ سحر ناله ی العفو گیرم...
نوشته شده در یکشنبه یکم مرداد ۱۳۹۶ساعت 23:52 توسط ق و دیگر هیچ...|
مرغ باغ ملکوتم نی ام از عالم خاک...ما را در سایت مرغ باغ ملکوتم نی ام از عالم خاک دنبال میکنید
برچسب: سکون, نویسنده: بازدید: 26